محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3470
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و عبد الملك رخ داد به سال هفتاد و دوم بود و قضيهء خالد بن عبد الله كه از جانب عبد الملك سوى بصره رفت به سال هفتاد و يكم بود ، و كشته شدن مصعب به ماه جمادى الاخر بود . به گفتهء واقدى در اين سال عبد الملك بن مروان وارد كوفه شد و كارهاى عراق و كوفه و بصره را ميان عاملان خويش تقسيم كرد . اما به گفتهء ابو الحسن اين به سال هفتاد و دوم بود . على بن محمد گويد : مصعب به روز سه شنبه سيزده روز گذشته از جمادى الاول يا جمادى الاخر سال هفتاد و دوم كشته شد . چنان كه گويند وقتى عبد الملك به كوفه آمد در نخيله جا گرفت . آنگاه كسان را به بيعت خواند . مردم قضاعه بيامدند و آنها را اندك ديد . گفت : « اى گروه قضاعه با وجود اندك بودنتان چگونه از مضريان به سلامت ماندهايد ؟ » عبد الله بن يعلى نهدى گفت : « ما از آنها نيرومندتريم و والاتر » گفت : « به كمك كى ؟ » گفت : « اى امير مؤمنان به كمك كسانى از ما كه با تو هستند » پس از آن مذحجيان و همدانيان بيامدند و گفت : « با وجود اينان كسى در كوفه چيزى نخواهد شد » آنگاه طايفهء جعفى آمدند و چون عبد الملك آنها را بديد گفت : « اى گروه جعفى برادرزاده تان ميان شماست و او را نهان كردهايد ؟ » گفتند : « آرى . » گفت : « او را بياريد » گفتند : « در امان خواهد بود ؟ » گفت : « شرط هم مىنهيد ؟ » يكى از آنها گفت : « به خدا به سبب غفلت از حق تو نيست كه شرط مىنهيم